معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٩ - راز يک برنامهريزي دقيق - قدوسی نفیسه
راز يک برنامهريزي دقيق
قدوسی نفیسه
بدون شک، رسيدن به موفقيت در هر کاري زماني حاصل ميشود که از قبل برايش برنامهاي دقيق نوشته شده باشد؛ از مسايل حکومتي گرفته تا زندگي شخصي انسانها. کوچکترين تصميمات ما به يک برنامهي مشخص نياز دارد؛ روشي که در آن ابهامي نباشد. ما طعم موفقيت را نخواهيم چشيد، مگر آنکه براي آن، انرژي فکري بسياري را صرف کنيم.
وقتي براي رسيدن به يک هدف، برنامهريزي مهمترين رکن آن است، چهطور ميتوانيم يک برنامهريز ماهر باشيم؟ چهطور ميتوانيم ذهن خود را براي رسيدن به خواستههايمان، آماده کنيم؟
زندگي ما ابعاد مختلفي دارد. شايد در يک زمان لازم باشد چند کار متفاوت را با هم انجام دهيم! ما در زندگي خود، يک نفر نيستيم. ميتوانيم يک فرزند باشيم، يک دانشجو، يک کتابخوان، يک مسافر، يک کارمند، يک همسر، و انجام همهي اين کارها با هم ميتواند، آشفتگي زيادي به وجود آورد. انجام دادن شايستهي همهي اين کارها در يک زمان، بسيار دشوار است؛ ولي هر امر دشواري لزوماً غيرممکن نيست. مغز تواناييهاي بسياري دارد که ما هنوز از همهي آنها شناختي نداريم. محققان در تلاشاند که اين تواناييها را شناسايي کرده و در جهت پيشرفت انسان از آنها استفاده کنند. اگر بتوانيم ذهن پيچيدهي خود را بشناسيم، بدون شک کنترل زندگيمان سادهتر خواهد شد، و اين قدمي است در جهت رسيدن به اهداف و موفقيت در زندگي. شايد شما هم آشفتگيهاي فکري را در روزهاي قبل از سفر تجربه کرده باشيد!
رازي که ميخواهيم در ادامه برايتان فاش کنيم، راهگشاي کساني است که در برنامهريزيهاي خود، مطمئن نيستند و انجام کارهاي جديد، بر فعاليتهاي روزانهيشان تأثير منفي ميگذارد.
بهطور ميانگين، ما در يک زمان، پانزده برنامه يا نقشه براي امور روزانهي خود در ذهن داريم که ممکن است شامل مسافرت، خانهتکاني، به دست آوردن يک شغل جديد يا هدفهايي ديگر باشد. به علاوه اينکه معمولاً وقتي در حال انجام فعاليتهايي مانند کار، خريد کردن يا کتاب خواندن هستيم، نقشههايمان را بهطور ناخودآگاه در ذهنمان مرور ميکنيم. چه زماني ممکن است فکر کردن در مورد برنامهها با کارهايي که در حال انجامشان هستيد، تداخل کنند؟ تا به حال برايتان پيش آمده است که وقتي در حال انجام وظايف کاري خود هستيد، فکر مسافرت در تعطيلات نوروزي و برنامههايي که براي اين سفر داريد، ذهنتان را مشغول کرده و شما را آشفته کند؟
روانشناسان قرنهاست که ميدانند، برنامهريزيهاي ناقص ميتوانند ذهن شما را به خود مشغول کرده و تا زماني که آنها را کامل نکنيد، شما را از انجام فعاليتهاي فکري ديگر بازدارند. آنان اين پديده را اثر «زيگارنيک» مينامند.
بلوما زيگارنيک، روانشناسي بود که اين پديده را شناسايي کرد. او هنگامي که در يکي از رستورانهاي شهر «وين» منتظر غذاي خود نشسته بود، با توجه به رفتار گارسونها، پي برد که آنها تا زماني که سفارش مشتريها آماده شود، ميتوانند آن را در ذهن خود نگه دارند و بعد از سرو غذا، آن سفارشها خود به خود از ذهنشان پاک ميشود.
زيگارنيک، براي مطالعهي دقيقتر اين پديده، در آزمايشگاه خود، روي تعدادي از افراد، آزمايشهاي خاصي انجام داد. او از شرکتکنندگان خواست که بيست کار ساده را انجام دهند، مانند حل کردن پازل، به ريسمان کشيدن مهرهها و...
او اجازه داد که شرکتکنندگان تعداد کمي از اين کارهاي ساده را تمام کنند و از آنها خواست که بيشتر اين فعاليتها را نيمهکاره بگذارند. هنگامي که از شرکتکنندگان توضيحاتي در مورد فعاليتهاي انجامشده خواست، نتيجه از اين قرار بود که فعاليتهاي نيمهرها شده، در ذهن اين افراد مانده و فعاليتهايي که کامل انجام شده بودند، به کلي از ذهنشان پاک شده بود.
نمونهي ديگري نيز از اين اثر وجود دارد که يکي از قديميترين حقههايي است که سريالهاي تلويزيوني براي نگه داشتن تماشاگران از آن استفاده ميکنند. قهرمان داستان از صخرهاي به پايين سقوط ميکند. بيننده در اين ابهام باقي ميماند که چه اتفاقي براي او خواهد افتاد. درست در همان لحظه، جملهي «ادامه دارد...» روي صفحهاي سياه نقش ميبندد و با اين حقه، سريال ميتواند هفتههاي متوالي تماشاگر را به دنبال داستان خود بکشد. بيننده تا هفتهي ديگر منتظر ادامهي سريال ميماند؛ زيرا رازي برايش شکل گرفته و در تمام طول هفته فکرش را مشغول کرده است.
نويسندهي بزرگ انگليسي «چالرز ديکنز» نيز، دقيقاً از اين روش استفاده کرده بود. تعداد زيادي از کتابهايش، مانند «اليور توئيست» که در آن زمان هنوز تبديل به يک رمان کامل نشده بود و به صورت سريالي چاپ ميشد، با اين فن، خواننده را براي خريد کتاب ترغيب ميکرد. نيمهکاره ماندن داستانهاي جالبش، در ذهن مخاطب تمايلي ايجاد ميکرد که موجب ميشد، براي خواندن ادامهي داستان، منتظر کشتيهايي بماند که حاوي کتابهاي وي بودند.
از طرف ديگر، ذهن ما هنگامي درگير يک برنامهي تکميلنشده ميشود که سعي ميکنيم کار ديگري را انجام دهيم. محققان در مطالعات انجام شده، به اين نتيجه رسيدهاند، زماني که ما سعي ميکنيم در ميان کارها و برنامههاي ديگري که داريم، از خواندن يک رمان لذّت ببريم، افکاري در مورد کارهايي که انجام نداده يا نيمهکاره رها کردهايم، به ذهنمان هجوم ميآورند.
در يک تحقيق، وقتي محققان به شرکتکنندگان گفتند که يک نقشهي حساب شده و مخصوص براي کارها و برنامههاي نيمهکارهيشان بکشند، آنها در زمان خواندن رمان، کمتر دچار تشويش و پريشاني افکار شدند. در حقيقت، افکار ناخوانده در آنها، نسبت به گروه ديگر که نقشهي دقيقي نداشتند، بسيار کمتر بود.
برنامهريزي به ما کمک ميکند که فضايي را در ذهنمان براي کاري که در حال انجامش هستيم، قرار دهيم و به ما اجازه ميدهد که در طول انجام وظايفمان، کارآمدتر عمل کنيم. تحقيقات جديد نشان ميدهند که برنامهريزي دقيق، فضايي را در مغز به وجود ميآورد که از حواسپرتي جلوگيري ميکند. برنامهريزيهاي مشخص، به ما کمک ميکنند که به «چه، کجا، کي، چهطور و چگونه» انجام دادن کارهايي که براي رسيدن به هدفمان لازم است، پاسخ دهيم.
حال که پرده از اين راز برداشته شد، اگر بخواهيد براي رفتن به يک سفر برنامهريزي کنيد، بهتر است اسم هتلها و برنامهي پرواز هواپيما را به مقصد مورد نظر خود تهيه کرده و با همسفر خود در ميان انتخابهاي مختلف، تصميمگيري کنيد. صبح روز بعد، ميتوانيد هتل و پرواز مورد نظر خود را رزرو کنيد. در حالي که روي کارهاي ديگرتان تمرکز داريد و اين برنامهريزي دقيق، تفکّر شما را از پرداختن به وظايف ديگر باز نداشته است.